تبليغاتX
☁ ☂✿♫love me☁ ☂✿♫

☁ ☂✿♫love me☁ ☂✿♫
for you

با این هوای سرد هم،
 
سرد نمی شود!
 
داغی كه بر دلم نهاده ای ...
+ تاريخ Sat 5 Nov 2011ساعت 17:43 نويسنده حسین-مهدیه |

: هر روز

:: در انتظار آمدنت هستم

:: اما با من بگو

:: که آیا من نیز ... در روزگار آمدنت هستم ؟؟

+ تاريخ Sat 5 Nov 2011ساعت 17:43 نويسنده حسین-مهدیه |

 آدم‌ها شما را به خدا

اگر قصد عاشقی دارید

عاشق همان شوید که هست

نه عاشق بتی که قرار است از او بسازید

+ تاريخ Sat 5 Nov 2011ساعت 17:42 نويسنده حسین-مهدیه |

وحشتناك است
 
وقتی پیش من نشسته ای
 
اما ندارمت ....!
+ تاريخ Sat 5 Nov 2011ساعت 17:42 نويسنده حسین-مهدیه |

گاه می خواهم فرار کنم

از تو، از خودم

اما به کجا؟

هوا هم بوی تو را می‌دهد

یک، دو، سه...

نفس را در سینه حبس می‌کنم

چشمانم را می‌بندم

پلک هایم را محکم می‌فشارم

تصویر تو لحظه به لحظه پررنگ‌تر می‌شود

بوی تو در سرم می‌پیچد

مست می‌شوم

دستانم را به زاویه نود از بدنم باز می‌کنم

می‌چرخم، می‌چرخم، می‌چرخم

بر مدار زمین برخلاف عقربه‌های ساعت

مست می‌شوم... گیج می‌خورم

انگار نفس را با تو یکجا بلعیده‌ام

یک، دو،‌ سه...

آه می‌کشم

معلق می‌شود یادت...

و عطرت یکجا در هوا مست می‌شود

+ تاريخ Tue 25 Oct 2011ساعت 15:28 نويسنده حسین-مهدیه


                          
                       موج، ماهيهاي عاشق را به ساحل ريخته

بعد از اين در جام من تصوير ابر تيره‌ ايست
                      
                       بعد از اين در جام دريا ماه كامل ريختهمرگ حق  من روي برگردانده است
                                 زندگي در كام من زهر هلاهل ريخته


هر چه دام افكندم، آهوها گريزان‌تر شدند
                  
                      حال صدها دام ديگر در مقابل ريخته

هيچ راهي جز به دام افتادن صياد نيست
                      
                      هر كجا پا مي‌گذارم دامني دل ريخته
زاهدي با كوزه‌اي خالي ز دريا بازگشت
                       
                      گفت خون عاشقان منزل به منزل ريخته!
 

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 17:19 نويسنده حسین-مهدیه |

لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی     

 دارد ؟


دلتنگی معنی ندارد ... درد دارد
+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 13:39 نويسنده حسین-مهدیه

People live,
People Die,
People laugh,
People cry,
some give up,
some will try,
some say hi,
some say bye
others may forget u

But never will I ,


مردم زندگی می کنند ،
مردم می میرند،
مردم میخندند،
مردم گریه میکنند،
برخی تسلیم می شوند،
برخی سعی خواهد کرد،
برخی می گویند که سلام،
برخی می گویند خداحافظ
دیگران ممکن است تو را فراموش کنند،
اما من هرگز

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 13:38 نويسنده حسین-مهدیه

Do you believe in love at first sight
or do I have to walk by again??

به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟؟؟
یا اینکه لازمه یه بار دیگه از جلوت رد بشم؟؟؟؟

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 13:38 نويسنده حسین-مهدیه

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 13:36 نويسنده حسین-مهدیه |

معلم به خط فاصله میگفت

خط تیره

میدانست فاصله

چه به روز انسانها می آورد

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:49 نويسنده حسین-مهدیه |

In a world full of lies
betrayed by everybody she loves

tears are the only thing that grows
pain is the only emotion felt
nothing has ever gone right
In a corner she sits alone
walking in the rain
knowing that the rain drops
are her tears
and always in the shower crying
knowing there's no one
to save her from dying

Looking at a picture
holding the blade in her hand
reminiscing about the past
filled with such hatred
never hearing i love you
she contemplates the inevitable
as she concentrates on the pain

Finding relief from anger
relief from pain
she has decided
to end her anguish
and start slicing away

Cold and numb
she begins to not feel
fading slowly
life flashing in front of her eyes
she begins to wonder why

Wonders why she was ever alive

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:48 نويسنده حسین-مهدیه

يادم باشد وقتي آمدي

راز بزرگي را به تو بگويم

اين كه در نبودنت آسمان آبي نيست....
+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:47 نويسنده حسین-مهدیه |


+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:47 نويسنده حسین-مهدیه |

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم

یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست
+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:44 نويسنده حسین-مهدیه |

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 12:43 نويسنده حسین-مهدیه |

+ تاريخ Mon 24 Oct 2011ساعت 0:51 نويسنده حسین-مهدیه |

target="_blank">